من برای مصاحبه شغلی به یکی از سازمان های نفتی بزرگ رفته بودم خیلی هم برام جذاب نبود چون مسیرش تو طرح و ترافیک بود . خلاصه خودم راضی کردم رفتم بعد از گذشتن از هفت خان رستم رفتم سوار آسانسور بشم که آسانسور خراب بود و ۷ طبقه رو پیاده رفتم . وقتی رسیدم داشتم سکته میکرم از نفس نفس زدن . خلاصه منتظر شدم تا برم مصاحبه . بعد از ۱ ساعت منتظر بودن خسته شدم و رفتم چیز جالبی که وجود داشت این بود که همه جوراب سفید و دمپایی داشتند که صدای راه رفتن همه رو مخم بود و به این نتیجه رسیدم که من نمیتونم تو این جور جاها کار کنم .